کاردان
کارها را سازمان میدهی و تا به نتیجه نرسند، رهایشان نمیکنی.
نظم برایت معنا دارد، چون کار همه را راحتتر میکند.
رک و روراستی؛ همه میدانند با تو تکلیفشان روشن است.
برونگرایی / درونگرایی · برونگرا
واقعنگری / شهود · واقعنگر
منطق / احساس · منطقی
برنامهریزی / انعطاف · برنامهریز