جرقه
ایدهها مثل جرقه از ذهنت بیرون میپرند و بحث را زنده میکنند.
قانونها را به چالش میکشی، نه از سر لج، از سر کنجکاوی.
شروع کردن را عاشقی؛ تمام کردن را گاهی به دیگران میسپاری.
برونگرایی / درونگرایی · برونگرا
واقعنگری / شهود · شهودی
منطق / احساس · منطقی
برنامهریزی / انعطاف · منعطف