ناخدا
وقتی کاری گره میخورد، تو همانی هستی که فرمان را دست میگیرد.
هدف را روشن میبینی و آدمها را دورش جمع میکنی.
صراحتت کارها را جلو میبرد؛ فقط یادت باشد دلها هم مهماند.
برونگرایی / درونگرایی · برونگرا
واقعنگری / شهود · شهودی
منطق / احساس · منطقی
برنامهریزی / انعطاف · برنامهریز